السيد موسى الشبيري الزنجاني

6523

كتاب النكاح ( فارسى )

مروى عنه ، كه أبو جعفر عليه السلام است . بنابراين پنج روايت در مسأله خواهد بود كه چهار روايت صحاح هستند و يك روايت غير صحيحه است . اشكال دوم : با توجه به اينكه هم سند صدوق در « فقيه » و هم سند شيخ در « تهذيب » و « استبصار » به روايت محمد بن مسلم در اينجا هيچ غير امامى در بين آنها نيست و همگى ايشان از ثقات و اجلاء هستند ، روشن نيست كه چرا ايشان در اينجا تعبير به موثقه نموده است ، و شايد ايشان سماعهء واقع در سند اين روايت را كه سماعة بن مهران است با سماعه‌اى كه از واقفه است اشتباه گرفته و در نتيجه محمد بن سماعه فرزندش را هم واقفى دانسته است ، در حالى كه محمد بن سماعة بن مهران در اينجا مراد است . كه پدرش شخص ديگرى است . روايت اول : صحيحه محمد بن مسلم : . . . عبد الحميد عن محمد بن مسلم قال : قال أبو جعفر عليه السلام : ترد العمياء و البرصاء و الجذماء و العرجاء « 1 » . اين نقل صدوق است و اما در نقل شيخ اسمى از جذماء برده نشده است . بررسى اسناد روايت : بنابر نقل صدوق ، در طريق به او ، صدوق از پدرش ، پدرش از محمد بن يحيى العطار ، او از محمد بن احمد ؛ صاحب نوادر الحكمة - كه اينها همه از ثقات هستند - و او از عمران بن موسى زيتونى ؛ از اشاعره و ثقات قمى ، او از محمد بن سماعة امامى ثقه و او از عبد الحميد بن عواض كه ثقه است ، از محمد بن مسلم ، پس در سند هيچ گونه دغدغه‌اى وجود ندارد . و همين طور بنابر نقل شيخ در تهذيب و استبصار سند صحيح است ، مىگويد : الحسين بن سعيد عن احمد بن محمد عن محمد بن سماعة عن عبد الحميد عن محمد بن مسلم . كه مراد از احمد بن محمد در آن بزنطى است و كتاب حسين بن سعيد هم همان كتابى است كه با نام « نوادر » چاپ شده است . روايت دوم : صحيحه داود بن سرحان : عن الحسين بن سعيد عن احمد بن محمد عن

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة 14 : 594 ، كتاب النكاح ، ابواب العيوب و التدليس ، الباب 1 ، الحديث 7 .